گر بسنجی ارزشِ من، زیبِ لبخندم تویی
گر بسنجی ارزشِ من، زیبِ لبخندم تویی من زنم، گر مردِ محکم، مردِ پیوندم تویی جان و روحم را تماماً پایِ تو افشاندهام تاجِ بر فرقم تویی، شهزاده، دلبندم تویی رهنمایِ خوبِ من باشی اگر در زندگی مثلِ نامِ حق که آویزه به گلوبندم تویی دخترم را از محیطِ مکتبش رانی چرا؟ اینچنین هرگز مکن، مردِ خردمندم تویی نازِ دختر را بخر، با گفتنِ «جانِ پدر» تا بدانم مایهٔ امیدِ فرزندم تویی من شریکِ زندگی هستم برایت، ماهِ من بعدِ حق، فرمانروایِ قلبِ پابندم تویی « مامون لطیفی » ۲۶ شهریور (سنبله) ۱۴۰۳ نوت: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی https://mamoon-latifi.blogspot.com/ این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشتههای مأمون لطیفی است.