جرم دلبری- غزل جدید از مأمون لطیفی

 


این‌همه با سوگواری ماندنم لازم نبود

در میان گریه‌ها، خندیدنم لازم نبود 


آمدی با حکم تقدیر و به اصرار زمان

رفتنی بودم ولی، جنگیدنم لازم نبود 


روزگارا! هرچه من دارم بگیر، مال خودت

چون‌ به هر ساز شما، رقصیدنم لازم نبود 


از همان روزی که آدم از بهشتم رانده شد 

خوشه‌ای گندم برای چیدنم لازم نبود 


از کتاب رند شیرازی دگر چیزی نگو 

فال من خوب است اما، دیدنم لازم نبود 


متهم بودم به جرم دلبری هایت، اگر

زیر بار غصه‌ها، جان کندنم لازم نبود 


«مأمون لطیفی»

(۲۳ مردادماه - اسد ۱۴۰۵) 

توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی

https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگینامه مأمون لطیفی

شهرت شهریار- غزل جدید از مأمون لطیفی

غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور

اندوه کنعان- مأمون لطیفی

آن سوی پنجره- غزل معاصر از شهرام خاور

می‌رقصد که چه؛ غزل جدید