شهرت شهریار- غزل جدید از مأمون لطیفی


میانِ دفترم یک تارِ مویت یادگار مانده

پریشان در غمِ شاعر، چرا پروردگار مانده؟


نشستم در سکوتِ خانه و دیوانِ حافظ را؛

غزل از «ترکِ شیرازی» برایم بی‌شمار مانده


نشسته شاهِ رومی در اتاقِ خلوت و تنها

شبیهِ شمسِ تبریزی غریب و سوگوار مانده


چرا مغروری، رستم، بر سرِ تابوتِ فرزندت؟

نمی‌دانی مگر تهمینه‌ای در انتظار مانده؟


ندیدم کشوری را این‌چنین از عشق لایق‌تر

فقط در کوچه‌ای کِه ردِّ پاهای عطار مانده


تو گفتی، نازنینا، شعرهایت بوی خون دارد

که بعدِ «ورقه و گل‌شاه»، به شهرت شهریار مانده


« مأمون لطیفی »

( ۱۸ مرداد ماه-اسد ۱۴۰۵)

توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی

https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگینامه مأمون لطیفی

جرم دلبری- غزل جدید از مأمون لطیفی

غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور

اندوه کنعان- مأمون لطیفی

آن سوی پنجره- غزل معاصر از شهرام خاور

می‌رقصد که چه؛ غزل جدید