غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور
آن شب که روی زلف ترا غم گرفته بود
یک جمع در عزای تو ماتم گرفته بود
بارانی بود شهر دلم چون فضای سرد
بیحد به خدا از همه، حالم گرفته بود
بیرون زدم به سمت خیابان که دیدمت
در زیر تک درختِ که شبنم گرفته بود
دیوانه در نگاهِ تو هُشیار شد که چون
صد بوسه از لبان تو پیهم گرفته بود
احساس میکنم که تو از من رمیدهای
احساسِ در وجود تو مبهم گرفته بود
نام و نشان و شهرت فرزانهگی ترا
در ماجرای حضرت آدم گرفته بود
خشکیده بود خنده به لب های ناز تو
گویا ترا شبیه خودم غم گرفته بود؛
«شهرام خاور »
( ۲۶ شهریور - سنبله ۱۴۰۱)
نوت: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی
https://mamoon-latifi.blogspot.com/
این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشتههای مأمون لطیفی است.

نظرات