هبوط یهودا - غزل جدید از مأمون لطیفی
یهودایی که گم کرده خدایِ آسمانی را
نمیخواهد دگر پیغمبری گوسفند چرانی را
تمسخر میکند اهلِ قریش آوایِ شبان را
بیا موسی مشخص کن، جوابِ لنترانی را
سلیمان رفت و خاتم شد نصیبِ اهرمن اینجا
مگر احمد نمیبیند سقوطِ ناگهانی را؟
اگر در شأنِ یک شاعر دعایِ بد همین باشد
برایت آرزومندم، مرگِ ناگهانی را
مبند دل را به دنیایی که پایانش فقط مرگ است
مجو در این مسافر خانه، رویِ کامرانی را
زمین لنگر برید و کشتیِ طاقت به گل بنشست
به طوفان میسپارم سرنوشتِ این روانی را
به نازِ نازنینش شهریارِ ما جوانی داد
ثریا کاش میفهمید بهایِ نوجوانی را
« مأمون لطیفی »
(۱۹ مرداد ماه - اسد ۱۴۰۵ )
توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی
https://mamoon-latifi.blogspot.com/
این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشتههای مأمون لطیفی است.

نظرات