روایت تنهایی- غزل جدید از شهرام خاور


هر که را گفتم؛ چطوری؟ گفت؛ حالی نیستم

زیر بارِ غصه‌ها و دستِ خالی نیستم


سایه‌ام حتی مرا در نیمه‌راهِ شب گذاشت

ساکتم، دیگر اسیرِ قیل و قالی نیستم


بس که بعد از رفتنت تنهایی آزارم نمود

بعدِ تو دیگر به فکرِ این اهالی نیستم


بسته‌ام بارِ سفر را از دیارِ آرزو

پای‌بندِ زلفِ دلبندِ غزالی نیستم


گرچه امروز آسمانِ قلبِ ما بارانی است

ناامید از نوبهار و خشکسالی نیستم


«شهرام خاور» 

۱۱ تیر (سرطان) ۱۴۰۵ 

#شعر_معاصر #غزل #تنهایی #امید #دل_نوشته!

توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی

https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.

منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی
https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگینامه مأمون لطیفی

جرم دلبری- غزل جدید از مأمون لطیفی

شهرت شهریار- غزل جدید از مأمون لطیفی

غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور

اندوه کنعان- مأمون لطیفی

آن سوی پنجره- غزل معاصر از شهرام خاور

می‌رقصد که چه؛ غزل جدید