افسانهای آزادی، غزل جدید از مأمون لطیفی
دخترم! گر میتوانی از صفِ لشکر برو چادرت را زود بردار و از این کشور برو گونهات تحریک و نجوا کردند عورت شده در زمینِ مادریِ خود شدی، پرپر برو کاش میشد در دل تاریخ جریان داشتی آرزو هایت فنا شد، پر کشید، آخر برو این مسلمانیست یا کُفر است و یا رسم دگر؟ گر مسلمانی همین باشد، نکن باور برو قصهی تعلیم و آزادی به ما افسانه شد دخترم! گر میتوانی از صف لشکر برو #مامون_لطیفی✍️ ۲۱ شهریور (سنبله) ۱۴۰۳ توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی https://mamoon-latifi.blogspot.com/ این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشتههای مأمون لطیفی است. منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی https://mamoon-latifi.blogspot.com/ این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشتههای مأمون لطیفی است.