غزل در به دری
حالا که همین در به دَرِی عادتم شده شبها شراب و خون جگری عادتم شده دنبال یک قلمروی آزاد و مُنحَنی در این میان که لابیگری عادتم شده من جنگجُوی معرکَه و جنگ و نیستم اما چه زُود خود گُذری عادتم شده من از تَبار شاعر آزاده ام رفیق در شعر، نقد و دادگری عادتم شده بیجا و بیمکان و سراسیمهام مپرس الحق مرا که لنده غری عادتم شده دنبال من نیا که توهم خسته میشوی تا این رَوال بی خبری عادتم شده خوب بود یا نبود سرانجام زندگی نفرین به من که کارِگری عادتم شده " مامون لطیفی" ( ۳ مهر( میزان ۱۴۰۳) نوت: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی https://mamoon-latifi.blogspot.com/ این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشتههای مأمون لطیفی است.