آن سوی پنجره- غزل معاصر از شهرام خاور

به امید دو باره روز خواهد شد ترا بینم

که خورشید نمایان می‌شود از پشت کلکینم 


میان ما و تو گویی حسودی می‌کند مردم 

که تو از شهر بالایی و من از شهر پاینم 


اگر خالق ترا شاد آفریده، اعتراض نیست

من اقیانوس را مانم به ظاهر اینکه سنگینم


دو باره آسمان که به تاریکی فرو رفته 

به تاریکی نمی‌آیی چرا در خواب شیرینم؟


و بعد از جنگ و ناامنی شنیدم صلح می‌آید 

تحمل کن، به پایان می‌رسد اشعار غمگینم


«شهرام خاور»

۲۶ فروردین (حمل) ۱۴۰۵


 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگینامه مأمون لطیفی

جرم دلبری- غزل جدید از مأمون لطیفی

شهرت شهریار- غزل جدید از مأمون لطیفی

غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور

اندوه کنعان- مأمون لطیفی

می‌رقصد که چه؛ غزل جدید