بهارستان درد- غزل جدید از مأمون لطیفی

 


روزگار  ناجوانم  را چه  می‌داند کسی؟

شرحِِ حال نا توانم را چه می‌داند کسی؟ 


از بهارستان دردم خواهش بیجا مکن 

رنگ گل‌های خزانم را چه می‌داند کسی؟ 


خسته و آشفته در کنج خموش افتاده‌ام 

روزِ مرگِ ناگهانم را چه می‌داند کسی؟


آیت‌الکرسی بخوان و از هراست دور باش

 مذهب و دین و ایمانم را چه می‌داند کسی؟ 


قول سعدی خانه‌ام مملو پر از خار و خس‌است

حرمت این آب و نانم را چه می‌داند کسی ؟


شاعرِ بی‌بند و بارم در دبستان سخن

کلبه و نام و نشانم را چه می‌داند کسی؟


« مأمون لطیفی » 

(۲۱ خرداد ماه - جوزا ۱۴۰۲)

توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی

https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.

منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی
https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگینامه مأمون لطیفی

جرم دلبری- غزل جدید از مأمون لطیفی

شهرت شهریار- غزل جدید از مأمون لطیفی

غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور

اندوه کنعان- مأمون لطیفی

آن سوی پنجره- غزل معاصر از شهرام خاور

می‌رقصد که چه؛ غزل جدید