غربت یوسف، غزل جدید از مأمون لطیفی

 


شبیه یوسف که خود نمی‌داند گناهش را

زلیخا خوب می‌فهمد دلیلِ اشتباهش را


تمام روستا را موبه‌مو جستی، چرا یعقوب؟

ندیدی آن طرف‌ تر یوسفِ دربندِ چاهش را


ز بس امسال مصیبت میزبانِ مستمندان شد

که انسانی نمی‌خواهد دگر خیر و صلاحش را


بگو ای یوسفِ زیبا، چه کردی با خدایِ خود؟

ندادی تن به اربابت، گرفتی جایگاهش را


ببر این پیراهن را، اهلِ کنعان را بشارت ده

به زودی ترک خواهد کرد یعقوب زادگاهش را


« مأمون لطیفی »

( مرداد ماه- اسد ۱۴۰۵)

توجه: منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی

https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.

منبع اصلی و رسمی این غزل: وبلاگ رسمی مأمون لطیفی
https://mamoon-latifi.blogspot.com/

این وبلاگ، مرجع اصلی انتشار این غزل و دیگر اشعار و نوشته‌های مأمون لطیفی است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

زندگینامه مأمون لطیفی

جرم دلبری- غزل جدید از مأمون لطیفی

شهرت شهریار- غزل جدید از مأمون لطیفی

غم گرفته بود، غزل دلنشین از شهرام خاور

اندوه کنعان- مأمون لطیفی

آن سوی پنجره- غزل معاصر از شهرام خاور

می‌رقصد که چه؛ غزل جدید